سلام
خدای عزیزم سال نویی داره می یاد که همش نشونه های قدرت تورو دورباره به رخم بکشه و چقدر زیباست وقتی میدونم که تویی که دست دونه هارو می گیری تا از زمین بیرون بیان
خدای عزیزم چقد زیباست وقتی میدونم هر غنچه ای به روی تو می خند و گل می شه خدای عزیزم فقط تو می تونی از چوب سخت درخت ها ناز برگ های نازک و شکننده بیرون بیاری خدای عزیزم فقط با ندای تو بیدار می شه تمام دنیای من
خدای عزیزم امیدوارم تو هیچ وقت قلب منو به من برنگردونی و واسعه همیشه مال خودت باشه و نگهش داری خدای عزیزم سال جدید که گفتی بیاد و قرار حدود ۷ سال دیگه برسه برای همه ما پر از نور کن نور خودت به بابا نوروز یه سبد پر عشق بده یه سبد پر محبت یه سبد پر مهربونی
خدای عزیزم من بازار رفتم همه چیز بود عیر اینایی که بابا نوروز بیاره
خدای عزیزم سال که گذشت پر از فراز و نشیب بود و ممنونتیم که نزاشتی قلب ما سنگی بشه ممنونم که نزاشتی دلامون فقط مال خودمون باشه و فقط برای خودمون بتپه
خدای عزیز سال نو برای همه عزیزامون برای همه دوستانمون وهمه اونهایی که عاشق تو هستن ولی یادشون رفته که عشق تو تو قلبشونه مبارک مبارک مبارک کن
ممنونم خدای عزیزم ![]()
![]()
![]()
![]()
دوباره سلام
مطلب چهارشنبه سوری رو که نوشتم یه دور کوچیک تو نت زدم حدود ۱۰ دقیقه امدم دیدم چه جالب دو نفر از دوستان به نام مرضیه و مهرداد ژیام گذاشتن که می تونید ببینید وهر دو عاشقانه و وبلاگهاشونم همین شکلی بود.
خدای عزیزم دعا می کنم اگه قلبی عاشق می شه این عشق باعث رشد و کمالش بشه و در گیجی عاشق شدن نمونه و راه رو پیدا کنه
خدای من من اعتقاد دارم عشق مثل یه غذای مقوی و پرکالری هست و هر کسی توانایی هضم اون ندارهپس خدای من به ما ظرفیت بده و مارو عاشق کن همه مارو چرا که بعد عاشق شدن شعر حافظم یه جور دیگه می شه حال ما و سلام ما
خدای عزیزم کمک کن تا تمام عاشقا اونهایی که عشقی پاک و دو طرفه دارن همیشه عاشق بمونند و در کوره راه های زندگی زیر فشار مسائل اقتصادی و خانوادگی یادشو نره که یه روزی چقدر برای هم می مردن و تا لحظه مرگ با عطر وجود هم نفس بکشن
خدای من به همه ما یاد آوردی کن که عشق بین دو نفر پایدار نمی شه مگه با یه رنگی مگه با پاک بودن مگه با زلال شدن برای هم
خدای عزیزم دعا می کنم حتی اگه ما عاشق یه عشق زمینی شدیم که نتیجه نهالی هست که تو توی قلبمون کاشتی کمکمون کنی که عشقی پاک داشته باشیم تا باعث بالندگی و رشد ما بشه و با مسائل حاشیه ای و جسمانی کمتر رنگ و روی خودشو از دست بده
در اخر یه دعا برای خودم می کنم
خدای من لحظه که عشق در قلب من نبود دیگه نزار بتپه که من قلبی که عاشق نباشه نمی خوام ![]()
آمین ![]()
سلام خدای عزیز من
ممنونم از این که شب چهارشنبه سوری بهمون خوش گذشت و اتفاق خاصی برای اونهایی که میشناسم نیفتاد و خبر راجب سوختی نشنیدم.
ما دیشب با چند تا از همسایه های قدیمی یه آتیش خانوادگی درست کردیم که خلاف بزرگش ترقه سیگاری بود البته خداروشکر چون من خیلی از صدای ترقه می ترسم نمیدونم چرا حتی اگه خودمم ترقه بندازم بازم قایم می شم![]()
به هر حال کلی شعر معروف خوندیم که
زردی روی من به تو سرخی تو بودبه من![]()
![]()
حالا چقدر این دعا برآورده شد و ما چقدر شکل لبو شدیم بماند![]()
اما من همیشه رسم ورسوم دوست داشتم حالا دیگران به هر علت دوست دارن یا ندازن من فقط به اینعلیت دوست دارم چون وقتی تحقیق می کنی همش یه علتی داشته و دارن وجدا از این مسئله یه تنوعی ایجاد میشه ومامانم میگه در قدیم کوزه های لب پرید رو نگه میداشتن وشب چهار شنبه سوری از بالا پشت بام ها پر آب مینداختن زمین وجزئی از روسوم چهارشنبه سوری بوده و پختن آش میان پر هم همین طور البته در هر منطقه از ایران رسم و رسوم خاصی هست اما هر کدوم به هر علتی که بوده و هست به نظر من قشنگ و دوست داشتی هست هر چند من ازبعضی رسوم گذشته زیاد خوشم نمی یاد اما اکثرش خوب هست.
ببه هر حال خدای عزیزم ازت می خوام صورت تمام عزیزانمون گلچهره کنی و همیشه از روی سلامتی وشادابی لپ گلی باشن![]()
![]()
![]()
وقتی خدا هست
کسی حق ندارد راه بن بست را در ذهن خود بسته نگه دارد و دیگران را برای
همراهی با خود به کوچه تنگ و تاریک بن بست بکشاند که در زیبایی این عالم
غیر ممکن وجود ندارد...

سلام خدای عزیزم
این سومین بار که امروز مطلب می نویسم و هر با به یه دلیلی سند نمی شه
شاید چون دلم گرفته دوست نداری غمگین بنویسم
خدای عزیزم میرم بخوابم شاید خوابت ببینم و دلتنگیم برطرف بشه شاید آروم بشم
همه می گن با یاد تو دلا آروم میگیره منم می خوام با خواب تو دلم اروم بشه![]()
خدایا کمکم کن گناه نکنم![]()
کمکم کن وجودانم همیشه بیدار نگه دارم![]()
کمکم کن شاد باشم![]()
کمکم کن با تو باشم![]()
کمکم که مهربون باشم![]()
کمکم کن عاشق باشم![]()
کمکم کن امیدوار باشم![]()
کمکم کن انسان باشم![]()
کمکم کن آگاه باشم![]()
کمکم کن شایسته باشم![]()
کمکم کن بنده خاص تو باشم![]()
کمکم کن چون تو تنها کسی هستی که بی غرض دوستم دارو بی هیچ چشم داشتی کمکم می کنی![]()
خدای عزیزم برم قبل این که برای چهارمین باز نوشته ها پاک بشن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خدای عزیزم سلام
هیچ کسی تو دنیا برام تو نمی شه و هیچ جای دنیا آتاق شلوغ خودم نمی شه ممنونم از این که به من اجازه سفردادی و بهم کمک کردی رفتاری مناسب داشته باشم و متشکرم ازت که بهم قدرت درک و تجربه تازه هارو دادی این سومین بار من میرم بندرعباس هر دفعه یه چیز تازه یاد گرفتم و میشه گفت حالا که میرم بهم خوش میگذره برعکس دفعه اول چون خودت که میدونی آقا رضا ازدواج کرده و من با خیال راحت می تونم خونه اونها برم یادم رفت بگم آقا رضا پسرهمین فامیلمون که بندرعباس زندگی می کنند و نمیدونم چرا وقتی دوتا ادم مجرد که از لحاظ سنی مناسب همدیگه هستن وجود داره همه چشاشون دنبا اینه ببینن چه اتفاقاتی بین اونها رخ میده و برای همین دفع اولی که من به اتفاق خانوادم برای تعطیلات نوروز به بندرعباس رفتیم نه تنها بهم خوش نگذشت که مثل به برزخ بود و ما ۶ روز موندیم وقتی سوار قطار شدیم که برگردیم من گریه می کردم البته از خوشحالی
واونها فکر می کردن از جدایی و دلتنگی یا نمیدونم دیگه ممکن بود چه فکری بکنند به هر حال این دفعه خوش گذشت بهم چون آذر ماه آقا رضا ازدواج کرد و خیال همه راحت شد که من بهش نظر ندارم یا اون به من
امیدوارم خوشبخت بشن
میخوام یه کم از سفر بگم
خدای عزیزم دیدی اخر سفر چی شد ما بلیط قطار غزال گرفتیم بریم تهران اما موقعی که وارد سالن قطار شدیم اول که کلی به کیف ها گیر دادن بعد که از دست اونها راحت شدیم یه دعوای حسابی بین مسافرها اتفاق افتاد که در ورودی رو بستن و قطار جلو چشای ما رفت![]()
![]()
از اونجایی که ما عجله داشتیم و بلیط هواپیما هم مال از ما بهترون هست با این قیمت ها مجبور شدیم با اتوبوس بیایم این اولین باری بود که من راه بندر عباس با اتوبوس بر می گشتم که جاتون خالی به همه دوستان توصیه می کنم در برگشت از بندر عباس اکیدا ْ از اتوبوس استفاده نکنند که بدبختی که سرما امد دامن گیر اونها نشه![]()
![]()
توی دوتا گشت و بازرسی که سر راهمون بود تقریبا ۷ ساعت موندیم
تا چراغ های بالا سرمون با آچار باز کردن مخصوصا اخر اتوبوس که خوشبختانه ما ردیف دوم بودیم و کاری بهمون نداشتن به قول راننده اونها میدونن دنبال چی هستن اما ما که متوجه نشدیم وچند تازن چترباز به اصطلاح خوشون مرتب میبردن پایین و می اوردن بالا همه اجناس خریده شده رو می ریختن پایین و باز دوباره راننده بدبخت همراه شاگردش جمع می کردن یا همون خانم ها خوشون واقعا خدای عزیزم به این نتیجه رسیدم که از نظر اون افرادی که خودشون حامی مردم میدونند تنها چیزی که ارزش نداشت وقت مردم و احترامشون بود.
به نظر اونها تمام افراد مجرم بودن مگه عکسش ثابت می شد .![]()
وقتی بلاخره با قرقر های زیاد بقیه مسافرها و خسته شدن مامور ها از گشتن تمام اتوبوس راه افتادیم یکی از خانم هایی که به اصطلاح چتر باز بود رو به اون مردهایی که اعتراض می کردن به راننده که چرا این چتر بازهارو با ما اوردی و سوارشون کردید که این همه به خاطر اونها وقت ما گرفته بشه رو کرد و با صدای بلند گفت:
"الهی زن و بچه های شما هم مثل ما بدبخت بشن تا برای یه لقمه نون توی بیابونها وجاده ها سرگردونی بکشن"![]()
من خانمی رو که این حرفارو زد دلداری میدادم که شروع کرد به درد و دل کردن که وضع مالیش خیلی خوب بوده شوهرش مرض قند یا به قولی دیابت میگیره و هر دو پاشو قطع می کنند و چشماشم کور می شه.یکی از بچه هاشم دیابت داره البته این نوع ۱ هست و مرتب باید انسلین بزنه و دو تا دختر و پسر کوچیک دیگه که همه خرجشون به این زن تنها نگاه می کرد بهم می گفت از استرس که می کشه توی این راه ها خسته شده از این که مباد جنس های خریده شده اون پاسگاه ضبط کنه از این که مبادا جنسش خیس بشه تو بارو مبادا چنین و چنان بشه اما می گفت چاره چیه باید بیام.![]()
وقتی فکرشو می کنم می بینم حق داره درست جنسی که اونها می یارن جنس قاچاق هست و لباس اونها گمرکی نداده اما به قول خوش می گفت سالی یه برگ سبز به هر شخص صادر می شه اما من باید ماهی ۳ دفعه بیام تا خرج زندگیم در بیاد .اما به هر حال چی کار کنه وقتی رفتار بد مامور های بین راه دیدم که با این همه بی ادبی اخر هم رشوه می گرفتن حالم از این عدالت به هم خورد دوست داشتم رئیس دولتی که دم از عدالت می زنه تکلیف این زن و امسال این زن روشن کنه .![]()
![]()
اون موقع به یاد حرفای یه زن روسپی افتادم که از تو نت گوش کرده بود که می گفت درست روسپی بودن بده اما مارو مجبور می کنند به این کار با رفتارشون وقتی می ری جایی و می گی متاهل بود بهم کار نمی دن وقتی می گی مطاقم انتظار دارن هم روز براشون کار کنی هم شب می گفت لااقل حالا خودمون انتخاب می کنم به کی شبی چند بفروشیم خدای من کاش اینجا دیگه این همه صبر نداشتی![]()
![]()
خدای من بهشون کمک کن تو که میدونی احساس یه زن چقدر لطیف هست تو که میدونی اول قلب یه زن باید ارضا بشه تا جسمش آرامش پیدا کنه![]()
خدای عزیزم ازت می خوام کمکشون کنی و به دیگران این قدرت بدی که درکشون کنند و در صدد سوء استفاده از موقعیت از موقعیت یه زن تنها نباشن![]()
خدای یا انگار مردونگی تو وجود خیلی ها از یاد رفته خدایا کمک کن که ما با اون عده کم که هنوز مردونگی دارن رو برو بشیم.![]()
خدا یا تمام سفراشون براشون پربرکت کن![]()
خدایا به تمام اونهایی که این زنهارو زنهای بدی می دونند وکارشون که به قولی چتر بازی هست زشت می پندارن قدرت درک بده تا خودشون جای اونها بزارن که اگه دردی از درد هاشون کم نمی کنند نمکی به زخمشون نپاشن.![]()
الهی به امید خودت نه به امید خلق رنگارنگ
خدای عزیزم دوباره تو نت بهت سلام می کنم.
.jpg)
خدای مهربونم از صبح سایت نجش چک می کنم تا حالا از خواب بیدار شدم و دوباره چک کردم به روز شده بود و نتیجه دانشگاه جامع علمی کاربردی اعلام شده بود.
خدای خوبم من کد قبولی نداشتم
این چند تا معنی داره.
- این که من تو تکمیل ظرفیت دنبال اسمم بگردم
- این که دیگران بهتراز من درس خوندن
- این که من بیشتر سعی کنم
- این که حتما تو چیز بهتری برام من داری و منتظر یه خبر خوش بمونم
- این که تو دوباره منو شرمنده همه لطفت کردی.
خدای مهربونم اصلا یه لحظم الان که نتیجه رو دیدم دلم نلرزید فقط فهمیدم که سعی و تلاش همراه با صبر می تونه نتیجه بهتری در پی داشته باشه.
خدای من میدونم که حتما خیری هست در این امر و من به هر چی باشه راضی هستم چون تو که هیچ وقت بد ندادی حالا هم بهترین ها در انتظار منه
خداجونم چون تو مدت زمانی که داشتم بیشترین سعی خودم کردم ناراحت نیستم از نتیجه چون هر وقت سعی کردم و نتیجه اونی نشده که همه انتظار داشتن ته قلب حس کردم که تو خواستی
تنها کس من دفعه پیش که دانشگاه قبول شدم و درس خوندم بعد راضی نبودم فهمیدم که نباید به زور ازت چیزی رو بخوام شاید بهم بدی چون تو دلت نمی یاد چشم منو تر ببینی و دعام مستجاب نکنی اما متوجه شدم من دعای مناسبی نکردم.
ای تمام چیزی که من دارم شکرت شکر شکر شکربه خاطر این که امید از قلبم نگرفتی
ودعا می کنم هیچ قلبی رو از امید به رحمتت خالی نکنی ای مهربانترین مهربانان ای هستی من![]()
سلام
۲۹ بهمن هر سال تولد
اجازه بدید اول تولدم به خودم بعد به خدای عزیزم بعد به همه دوستان تبریک بگم![]()
امیدوارم هر چی به طول عمرم اضافه می شه به عرضشم اضافه بشه
وبه تعداد سالهای عمرم گل به خودم هدیه می کنم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می گن هر کسیروز تولدش آروز کنه می تونه تقریبا مطمئن باشه برآرده می شه منم می خوای ۳ تا آرزو کنم خدای عزیزم
Mp3
می کنم تا اندازه یه آرزو بشه- خدایا یه لحظه یه دم یه نفس منو به حال خودم نزار ورهام نکن
.
- خدای عزیزم عمر منو مفید قرار بده بزار من هم برای خودم مفید باشم هم برای همه حالا زالو هم مفیده نزار بزار منم مفید باشم برای دوستانم
.
- خدای جونم هیچ وقت ازت طوال عمر نخواستم اما خدای منبه این بنده هات که مثل کلاف سر در گم اینقدر به این طرف و اون طرف می زنند چه در ظاهر و چه در درونشون کمک کن اینا غیر تو کسی رو ندارن حالا یا میدونند یا نمی دونند خدایا تو خدایی ببخش همه مارو و نزار به خاطر این سر در گمی عزت و شرف و انسانیت ذبح بشه اگه این بنده ها یه مقدار آرامش بگیرن چه از لحاظ مالی چه معنوی وروحی اینقدر نمود های خداییت در اونها تجلی پیدا می کنه پس بهمون کمک کن


.
یه کم زیادی شد دعام مگه نه؟
اما سر صبح بود نصف آدما هنوز خوابند اون طرف زمینم که نصف آدما سر کارن پس سر خدا خلوت بود منم سوء استفاده کردم![]()
![]()
ای یه شوخی بود خدای مهربون من تنها کسی هست که هیچ وقت از شنیدن حرفای ما خسته نمی شه هیچ وقت بهمون نمی گه عزیزم باشه بعدا هیچ وقت بهمون نمی گه الان کار دارم هیچ وقت بهمون نمی گه باش فرداو...
اخه اون خدای عزیز منه و همیشه برای همه وقت داره حتی برای بنده هایی که از یادشبرده بودن حتی برای بنده هاییش که خیلی وقت ازش سر نزدن حتی برای بنده هاییش که به زبون و تو دل بهش بی احترامی کردن .
می خوام یه مطلبی بنویسم تا همون یادم بیاد که چرا خدا حتی به بنده های بدش محبت می کنه
البته به جای کیک تولدم نوش جان ![]()

یه روز یه عقابی بوده کهبه همه جا سر می زده و می دیده که نور خورشید به همه جای می تابه به جنگل به گلزار به مرداب به گندآب و خلاصه فرقی نداره برای خورشید رو به خورشید خانم قصه ما کرده و گفته تو چرا به این مرداب می تابی یا چرا به این حیونه درنده نور می دیو چرا چنین و چرا چنان از همین چراهایی که ما همشه به خدامون می گیم و خورشید خانم گفته باشه عقاب تو بیا بالا و کنار من از این بالا بگو به کجا بتابم و به کجا نتابم
وقتی عقاب رفته بالا و در ارتفاعی بسیار کنار خورشید قرار گرفته دیگه اونم اون مرداب کوچیک نمی دیده تا بگو به اون نتاب دیگه اون جنگل زیارو نمی دیده تا بگه به این بیشتر بتاب دیگه نه گندآبی بوده و نه گلزاری و اونجا بود که عقاب فهمید که با همه بلند پروازی هایی که به نظر خوش و بقیه حیونا داره هنوز اونقدر بلند نظر نشده که مثل خورشید خانم دیگه چیز های کوچیک به نظرش نیاد.
واقعا خدای منم اونقدر بزرگه که تو دریای محبتش ما قطره هستیم با اون که از همه قطره ها با خبره اما وقتی می خواد رحیم باشه وقتی می خواد رحمان باشه دیگه همه رو دریا می دونه دیگه قطره معنی نداره ![]()
![]()
![]()
