تبليغاتX
شرط پرواز کال نبودن است ، قاصدکها خبر خوش دارند ، خوش خبر باش که پرواز کنی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه درد دلا با خدا

نوشته های پیشین
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30

پیوندها
انتظار
ناخوانده
بهار برفی
گربه نجیب
سرای فردا
آینده طلایی
عشق به دنیا
عشق ماشین
کمکم کن خدایا
بهترین های دنیا
قدم های بی صدا
عشق های ایرانی
در سایه سار آفتاب
انجمن تنهایان ایران
تک نوشته های بارانی
آخرین عشق . . . اخرین عاشق
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی

خدا اینجاست
گفتگو با خدا

سلام . چند روزی هست که هوا شکل بهار واقعی به خودش گرفته و یه سرمایه دلپذیر تو نسیم وجود داره که پوست آدم قلقلک میده ، امروزم که حسابی شرمندمون کردو بیشتر از تمام روزها بارون بارید و بعد بارون رفتم بیرون فکر می کنم هوا اونقدر خوب و فرحبخش بود که اگه یه مرده رو میزاشتی تو اون هوا زنده میشد و تا تونستم اکسیژن به سلولهای خاکستری فرستادم شاید معجزه بشه

چقدر دلم بهار خیس دوست داره وراه رفتن تو بارون اما بارونهای این چند روزه اونقدر شدید بوده که باید پی چند تا آمپول به تنت بمالی بری زیر بارون

تا اطلاع ثانوی همچنان به دعای خیر نیازمندیم ، خدا یک در دنیا صد دراخر بهتون بده

بعد بارون

خط خطی توسط yalda در ساعت 15:51 | لینک  | 

سلام

خدایا به تو پناه می برم ، از همه چیز و همه کس حتی از من جدا از تو

امروز صبح که با همون بد بختی همیشگی از خواب بیدار شدم و گوشی مبایلم خوشو کُشت تا تونست منو از تو رخت خوابم بکشه بیرون ، رفتم که صورتمو بشورم ومسواک بزنم وقتی که دهنمو باز کردم تا مسواک ببرم تو دهنم برای یه لحظه چشام داشت از حدقه در میومد وقتی تو آینه دهن خودم دیدم داشتم سکته می کرد، نه دهنم گشاد شده بود نه زخم در اورده بود نه کج شده بود و نه هیچ کار دیگه مثل همیشه بود اما نمیدونم چرا هیچ وقت از این زاویه ندیده بودمش وقتی تو آینه دهن خودم باز شده دیدم از این وحشت کردم که این دهن آدمم  چه ساختارعجب و غریبی داره،

  حداقل راجب دهن خودم وقتی بازش می کردم ۵ سانت طول داشت ۵ سانت هم عرض و اصلاً دیگه یادم رفته بود که باید برم سرکار و دیرم میشه کلی به دهن خودم نگاه کردم و به این فکر کردم که چقدر عجیبه این دهن که یه سوراخ بزرگه ،دقیقاً روی همون پوستی هست که وقتی یه سوراخ اندازه سوزن میشه کلی خون می یاد و زخم میشه و اگه توجه نکنی چرک می کنه و کزاز می گیری و ... اما این سوراخ به این بزرگی اگه هرچی بریزی تو عفونت نمی کنه ، از یکی دو هفته پیش یه خار کاکتوس رفته تو پام هنوز بیرون نیومده و گه گاه حسابی درد می کنه دیروز نگاهش کردم دیدم اگه درش نیارم مسئله ساز میشه و برای همین خارک فنقلی باید برم دکتر ولی ما  این همه غذای جور و اجور و سبزی های رو می خوریم اما دهن ما هیچ وقت مشکل پیدا نمیکنه و وقتی دیگه شورشو در می یاریم و چند سالی از غذاهای آماده و پر از مواد نگه دارنده استفاده می کنیم صدای بدنمون در می یاد و حالمون می گیره ، به هر حال این دهن آدم چه تکنولوژی پیش رفته داره میدونی از بس ما همه چیز در بهترین شرایط دیدیم، فکر می کنیم حالت عادی همینه  اما چه ساختی خودمونیم هاا ! ...

دهان در یک نگاه یه سوراخ بزرگ که به وسیله دو تا در از وسط به بالا و پایین باز میشه اون درها می تونن نشون دهنده خوشحالی باشن وقتی ما می خندیم یا غم و اندوه تو این سوارخ چند تا سنگ سفید به ترتیب خاصی چیده شده و در قسمت وسط و پایین این غار یه تیکه گوش فعال هست که به ما کمک می کنه تا هوایی رو که می خواد از غار بیرون بره تبدیل به صدا کنیم و یه جوری با این سنگ های سفید سنتوری میزنه ،رنگ تو غار صورتی هست و در اخرشم  یه جای سیاه و تاریک دیده میشه یه یه عالمه النگو دو لنگ داره  و زیر این تیکه گوشت که بهش میگن زبون یه عالمه چشمه آب هست که باعث شستشوی غار میشه ولی این غار اصلاً برق نداره گاز نداره شاید این بشر دوپا در آینده براش پنجره بزاره

برای همینه که خیلی دوستت دارم اخه هیچ کارت به کار آدمیزاد نمی مونه

 

 

خط خطی توسط yalda در ساعت 12:26 | لینک  | 

سلام

میدونی دلم بهونتو میگیره و هرچی بخوای حرف دارم اما اونقدر زیادهکه فقط  سکوت از عهده گفتنش بر می یاد" خدایا مرا آن ده که مرا آن به "سیزدهمین روز فروردین تمام مردم با تو آشتی کردن وییلاق زیبایی بود جایی که پاهام توان برگشتن نداشت و دلم می خواست منوجا بزارن و ماشین ها برن درست مثل بچگیم وقتی منو توی جنگل جاگذاشتن و همه رفتن گوش کن امشب برات خیلی حرف دارم با من باش 

 

"سکوت...

سکوت در معنای مثبت و حقیقی اش نوعی موسیقی است

سکوت باغ است جایی که در آن گل ها بدون میاموی کلمات پیام های عاشقانه را رد و بدل

 می کنند"

اما نمیدونم سکوت من لاله یا گوشای اون کر

 

خط خطی توسط yalda در ساعت 23:52 | لینک  | 

 

 

فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب 

   

که حیف باشد از او غیر او تمنّایی

 

مرا که از رخ او ماه در شبستان است

 

کجا بود به فروغ ستاره پروایی

 

 

خط خطی توسط yalda در ساعت 10:55 | لینک  | 

> < > <