دوشنبه 1387/10/23
دیشب تو سکوت ماه را دزدیدی
از باور شب گناه را دزدیدی
در کوچه تاریک نگاهت کردم
از چشم ترم نگاه را دزدیدی
در شعر من خراب وارد شدی و
یک واژه اشتباه را دزدیدی
ترس من از این مسیر طولانی بود
اما تو تمام راه را دزدیدی
یک صفحه شطرنج ویک ثانیه بعد
من مات شدم تو شاه را دزدیدی
شاعر:مرضیه ذاکری
خط خطی توسط yalda در ساعت 15:5 | لینک
|