تبليغاتX
شرط پرواز کال نبودن است ، قاصدکها خبر خوش دارند ، خوش خبر باش که پرواز کنی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه درد دلا با خدا

نوشته های پیشین
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30

پیوندها
انتظار
ناخوانده
بهار برفی
گربه نجیب
سرای فردا
آینده طلایی
عشق به دنیا
عشق ماشین
کمکم کن خدایا
بهترین های دنیا
قدم های بی صدا
عشق های ایرانی
در سایه سار آفتاب
انجمن تنهایان ایران
تک نوشته های بارانی
آخرین عشق . . . اخرین عاشق
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی

خدا اینجاست - بیم و امید
گفتگو با خدا

سلام خدای عزیزم

می بینی ما بنده هات چی کار می کنیم خودمون یه آتیش به پا می کنیم بعد که حسابی شعله ور شد به توپناه می بریم

یکیش همین  خود من برای تغییر محل کارم از یه فکر یواشکی در تاریکترین نقطه ذهنم شروع شد

حسابی مدیرم کفریه از دستم و فکر نکنم با رفتنم موافقت کنه فعلاً که ۱۰ روز مرخصی گرفتم اما مطمئنم روزی که برم سر کار از گوشاش دود در می یاد از دست من

من نمیدونم چرا وقتی می خوای از کسی یا از جایی جدا بشی و طرف موافق نیست نمی زاره به خیر و خوشی تموم بشه تا بعد ها هم به عنوان یه دوست و همکار قدیمی یه سلام علیک داشته باشید وهر چقدم یه کارمند نمونه باشی وقتی مدیرت موافق رفتنت نباشه یه پاپوش برات می سازه که یا مال خوش باشی و برای اون کار کنی و یا اخراج بشی و بری پی کارت جالبه نه؟ اصلانم جالب نیست این چه بنده های  کوته بینی هست که داری خدای عزیزم

به هر حال با توجه به تجربه های پیشین و همکارهای قبلی تمام راه های ساختن پاپوش رو بستم اماهنوزم ته دلم می ترسم که روزی که برم سرکار بعد این مرخصی با توجه به این که درخواست رفتنم در نبود من به دست مدیر رسیده وکولاکی به پا کرده(طبق گزارشات ستون پنجم) برخورد مدیرمون چه طوره امیدوارم با منطق برخورد کنه ونیاز به دخالت مقامات بالا نباشه

تازه یه کم هم راجب محل کار جدیدم نگرانم و باوجودی که دقیقاً همین پست فعلی و یه کم مسئولیت بیشتر و مهمتری داری ومدیرآیندمم به علت نیاز خیلی از بودن من در اونجا خوشحال هست بازم می ترسم

هنوز خونه پیدا نکردن برام اخه خونه با اونها و رضایت منه چندتایی که دیدم خوشم نیومده تا ببینیم تو چی می خوای خدای من

امیدوارم یه جای ساکت باشه که واحدهای کم جمعیتی داشته باشه باید برم بخوابم فردا پنج صبح باید بزنم بیرون

یه خورده بیم و امیدو یه خورده احساس سرکشی می کنم  بهم کمک کن خدای من و دعا هامو بشنو و هر چی صلاح هست رو پیش روی من بزار شبت بخیر

 

خط خطی توسط yalda در ساعت 3:27 | لینک  | 

> < > <