سلام خدای عزیزم
چقدر خوبه که این روزها تعطیلات عیده و من هر روز وبلاگ خودمون به روز می کنم ![]()
چند روز داره بارون می یاد بدون توقف حتی گاهی بیشتر هم میشه همه همین می خوان که توی این فصل بارون بیاد اما بعضی ها هم می گن کسل شدن![]()
خدای عزیزم میدونی یادچی افتادم
یاد اون مطلبی که بزار تعریف کنم بچه ها هم بدونند چیه ![]()
یه روز یه نفر می ره به خدای گله می کنه که چرا دعای مارو زود براورده نمی کنی مگه برای تو کاری داره با این همه قدرت
خدا اون می فرسته توی یه دهکده و انجا فقط ۳ تا خانواده زندگی می کردن در خونه اول که می زنه یه مرد می یاد بیرون بهش می گه شما چه آرزویی دارید که خدا زود براتون برآورده کنه
مرد می گه دوست دارم همیشه افتاب باشه چون من کوزه گرم و فقط اینجوری می تونم زود کوزه هام خشک کرده و بفرشم
در خونه دومی که میره کشاورز می گه آرزوی من اینه که هر روز بارون بیاد چون من الان بذر پاشیدم و نیاز فوری به بارو ندارم
در خوه سومی که میره می گه من دوست دارم باد بیاد اخه چون من خرمن کوبیدم و باید باد باشه تا کمک کنه دونه ها رو از کاه جدا کنم
بعد خدا از اون شخص می پرسه حالا تو جای من باشی چی کار می کنی ![]()
به قول یکی از دوستان که می گه برای همین طوفان های عجیب و غریب زیاد شده فکر کنید این همه بنده با این همه سلیقه و خواسته من که اصلا دوست نداشتم جای خدا باشم ![]()
اخه خایی فقط شایسته خودشه و بس
خدای عزیزم دلم برات کوچولو تنگ می شه نمیدونم چرا شاید گاهی کارهای روز مره منو به عادت بد روزمرگی دچار می کنه و دلتنگی من از همینه
خدای عزیزم نزار هیچ کس یا هیچ چیزی مانعی باشه بین منو تو حتی اگه نخواسته جزء آرزوهام بود مگه این که یه تبصره بزارم کنارش که اول شایستگی داشتن اون چیز بده بعد خودشو
قربون برم
فعلا می خوام برم عید دیدنی باقی بچه ها تا بعد ![]()
![]()
![]()
![]()