تبليغاتX
شرط پرواز کال نبودن است ، قاصدکها خبر خوش دارند ، خوش خبر باش که پرواز کنی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه درد دلا با خدا

نوشته های پیشین
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30

پیوندها
انتظار
ناخوانده
بهار برفی
گربه نجیب
سرای فردا
آینده طلایی
عشق به دنیا
عشق ماشین
کمکم کن خدایا
بهترین های دنیا
قدم های بی صدا
عشق های ایرانی
در سایه سار آفتاب
انجمن تنهایان ایران
تک نوشته های بارانی
آخرین عشق . . . اخرین عاشق
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی

خدا اینجاست - یادمه گفتی . . .
گفتگو با خدا

سلام عشق من

نمیدونم چرا آدما از عشق بین من و تو تعجب می کنن مگه تعجب داره؟ من جرئی از تو هستم و تو همه چیز من 

 چه طور اونا عاشق یکی مثل خودشون میشن که نه از قبل میشناختنش نه نصبت سببی و نصبی دارن و تعجب بر انگیز نیست

نمیدونم من که اگه یه روزی عشق از تو بهتر پیدا می کنم بی وفا میشم

اما میدونم که تو هیچ وقت به من بی وفایی نمیکنی هر وقت من میخندم تو میخندی و هر وقت گریه می کنم اشکامو پاک می کنی وقتی خوشحالم مواظبمی و وقتی ناراحتم دلداریم میدی

هنوز یادمه روزی رو که من قرار بود بیام اینجا و تورو ترک کنم یادم نرفته گرچه اغلب اوقات از خاطرم دور میشه

هنوز یادمه چه حرفایی رو بدرقه راهم کردی

گفتی جایی که میری اسمتو میزارن آدم اما انسان باش

جایی که میری بهت می گن رفیق  رفیق نباش اما نارفیقی هم نکن

گفتی هرچی لازم داری باتو هست پس چیزی دور خودت جمع نکن (اما من یه عالمه تیرو تخته و آهن دور خودم جمع کردم)

گفتی جایی که میری انتظار نداشته باش مثل اینجا همه به روت بخندن

گفتی جایی که میری کلمه های اینجارو داره و متضادشونو پس بدون که اگه باوفا هست متضادشم هست وگرنه کلامه اون پدید نمی امد اگه گرم هست سری هم هست اگه خوشحال هست پس ناراحتی هم هست و....

یادمه بهم گفتی جایی که میری تو یگانه هستی اما اینو فقط منو تو میدونیم پس دیگران درک کن چون اونا نمیدونن که تو چقدر ماهی

گفتی جایی که میری کسانی هستن که ناخواسته و از روی جهل دوست ندارن تو خوب باشی پس درک کن و ازشون به زیبایی دوری کن

گفتی جایی که میری شاید کسی بهت بگه زشت اما یادم باشه تو جزئی از منی و من هیچ وقت زشت خلق نکردم

 گفتی جایی که میری مثل اینجا نیست که همه چیز قابل دیدن باشه پس اگه کسی زیبایی های وجودتو ندید و بهش احترام نزاش ناراحت نشی

گفتی جایی که میری همه فکر می کنن حرفای همدیگه رو می فهمن اما خیلی کمن آدمایی که واقعا حرفتو بفهمن پس دلخور نشو

گفتی جایی که میری فقط دانش آموختن هدفت باشه چون ارزشمندتراز دانش چیزی نداره

گفتی جایی که میری رنگها خیلی کم هستند اما یادت باشه که همون چند رنگ تورو محو خودشون نکنن

بهم گفنی جایی که میری همه اونهام مثل تو پاک و بزرگ بودن  وهمه این حرفا یادشو رفته و افتادن به جون همدیگه یادت باشه حتما لایق خلق شدن بودن پس یا بهشون احترام بزار یا ازشون دوری کن هیچ وقت یادت نره اونها جرئی از من هستن

گفتی یادت نره که من غیر از آدما اونجا جان های دیگه هم دارم به همه اونها احترام بزار یا لااقل بهشون ظلم نکن

یادمه بهم گفتی قلبت سپید ترین و پاک ترین چیزه مواظب باش ازش بی خبر نمونی تا زنگار نزنه هرچند وقت یه بار با اشک بشورش

یادمه گفتی این سفر در برابر ابتدا و انتهای دنیا فقط لحظه هست

یادمه گفتی برای یه لحظه و یه دم خودتو به زحمت نداز و غصه نخور

گفتی یادت باشه زیاد عصبانیت می کنن اما هر وقت عصبانی شدی به این فکر کن که این فقط یه بازیه و تواین بازی تو می بازی اگه عصبانی بشی جریمه می شی اگه حرف بزنی وقت عصبانیت

یادمه گفتم چه جوری بهت بگم دوست دارم گفتی فقط شادباش میفهمم دوستم داری  

 من بهمونه گیری می کردم که نمی خوام برم وتو می گفتی همه اونهایی که قبل من رفتن اینو می گفتن اما حالادارن کاری می کنن که سفرشون جاودانه بشه و اصلا یادشو رفته که چقدر دلتگت بودن وقت راهی شدن

گفتی یادت نره من همیشه دوستت دارم یادت نره هروقت دلت بگیره من پیشت هستن ودستتو می گیرم به گرمی

یادمه گفتی جایی که می خوای بری روزهایی هست که شاد وغمگین زیاده نه از شادی هاش زیاد شاد شو و نه از غم هاش غمگین چون همش برای چیزهایی هست که همونجا اتفاق می افته و وقتی برگردی به بیهودگی اونها پی می بری

گفتی اگه لبخندی روی لبی میبینی نشانه از من به توست پس همیشه سعی کن از من نشانی روی لبت باشه

 

یادمه گفتی ...اما خیلی از گفته هاتو یادم رفته به یادم بیار

گفتی بدون که غیراز تو و درون تو هیچ چیزی پیش من برنمی گرده

یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلدا

بکدام دل توانم که رخ تو باز بینم؟

که بدست غیر دستت به هزار ناز بینم

لب تلخ جام خوشتر زلبان نوشخندی

که بکام دیگرانش پی بوسه باز بینم

من وکوی میفروشان که زالتفات ساقی

لب بوسه خواه خود را زتو بی نیاز بینم

دل پاکباز مارا به پریوشی چه حاجت

که بکار غیر اورا دل کار ساز بینم؟

بکدام در نهم سر؟ که برآسمان این در

بصفای دل جهانی همه در نماز بینم

 شاعر:علی اشتری (فرهاد)

خط خطی توسط yalda در ساعت 16:30 | لینک  | 

> < > <