تبليغاتX
شرط پرواز کال نبودن است ، قاصدکها خبر خوش دارند ، خوش خبر باش که پرواز کنی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه درد دلا با خدا

نوشته های پیشین
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30

پیوندها
انتظار
ناخوانده
بهار برفی
گربه نجیب
سرای فردا
آینده طلایی
عشق به دنیا
عشق ماشین
کمکم کن خدایا
بهترین های دنیا
قدم های بی صدا
عشق های ایرانی
در سایه سار آفتاب
انجمن تنهایان ایران
تک نوشته های بارانی
آخرین عشق . . . اخرین عاشق
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی

خدا اینجاست - منو آقا موشه
گفتگو با خدا

سلام هستی قشنگ من

می خوام یه قصه بگم

یه روز یه آقا موشه بود که با  خانم موشه وچند تا بچه قد و نیم قد زندگی میکردن و جالب این که نزدیک محل کار من بودن

اما من که گول ظاهر مرتب اتاقمو خورده بودم به ذهنم هم خطور نمی کرد حتی مورچه تو اتاق من باشه چه برسه به موش  از قضا یه روز که پشت میزم مشغول کار بود و تو حال و هوای خودم احساس کردم یه چیزی از زیر پام رد شد، و وقتی سایه ای دیدم که سریع رفت طرف کتاب خونه ،آنچنان جیغی زدم که تمام همکارام ریختن تو اتاق من  و منم که نمیتونستم از ترس حرف بزنم نمیدونستم باید چی بگم تا بلاخره حالم جا امد و همکارا افتادن دنبال این که چی بوده تو اتاق من

بلاخره آقا موشه رو پیدا کردن اما تصور کن چند تا مرد هیکلی دنبال یه موش جغله اون اخر یک به صفر به نفع آقا موشه چون تونست فرار کنه

منم که فهمیدم اون موش بوده از خجالت نمیدونستم چی کار کنم اخه من از موش یا هیچ حیون دیگه نمی ترسم به شرط این که ببینمشون نه این که یه هویی بیان و از زیر پا آدم در برن

به هر حال چون خجالت کشیده بودم دل پری از اقا موشه داشتم و چند باری براش غذا گذاشتم تا تخمین بزنم چند تا بچه داره این جور که من فهمیدم حداقل چهار تا بچه یعنی یه خانواده ۶ نفره من معمولا تو کمد اتاقم انواع خوراکی هارو دارم که خوشبختانه آقا موشه نمی تونه بره تو کمد تا این که یه روز...

صبح رسیدم سر کار وقتی می خواستم برم داخل اتاقم از پنجره دیدم موشه تو اتاقمه  بلافاصله  در بستم و انقدر دنبالش کردم تا بلاخره خسته شد و گرفتمش تودستم البته با دستکش و یه گازی از دستکشم گرفت و سوراخش کرد (دسکشهای نوی من باید برم دوباره دستکش بخر)

وقلب آقا موشه بالا ۱۰۰۰ تا میزد و وقتی دید تلاش فایده نداره و من ازش نمی ترسم کلی باهاش اتمام حجت کردم که دیگه نمی خوام تو اتاقم ببینمش اونم بی خبر

اونم گفت که زمستونه و بچه هاش به غذا احتیاج دارن بلاخره هرکسی حد و حدودشو مشخص کردو برای تنبیه آقا موشه رو فرستادم تو حیاط تا تمام ساختمون دور بزنه بیاد تو خونه و مشخص شد خونه آقا موشه تو انبار هست اما چون هیچ کسی مثل من خوراکی های خوشمزه نمی یاره سر کار آقا موشه تمام طول سالن طی می کنه و می یاد تو اتاق من البته روی سرامیک کف اتاق هم وقتی تند میدوه سر می خوره

از اون روز به بعد منو آقا موشه با خوبی و خوشی زندگی می کنیم من هر روز براش یه مقدار نون یا بیسکویت میزارم جلو در اونم با رعایت ادب می یادو  میبره اخه کی گفته موش طاعون داره اگه من بهش غذا ندم میره از کثیف ترن جاها با خودش غذا می یاره و همه مریض میشن و بعد ما هم مریض میشیم

به هر حال ایران باغ وحش خوب نداره وگرنه من حتما درخواست کار تمام وقت میدادم نمیدونم چرا حیونارو دوست دارم شاید چون هر جور هستن خودشون نشون میدن و یکرنگ هستن اون موشه با اون که میدونست تو دست منه باز گازم گرفت و چاپلوسی نکرد

توی اخبار شنیدم موشهایی به وجود اوردن که از گربه نمی ترسن یک صفر به نفع گربه ها چون گربه ها هنوز موش دوست دارن یاد گربه های خودم افتادم جکی و جیلی ،کتی و کتیا یادم باشه عکسشاشونو بیار برای توی وبلاگ

خدایا به همه ما آدما نشون بده که چقدر حیونا مهربون هستن و حیونه وحشی معنی نداره اونها کارهایی رو انجام میدن که یاد گرفتن  و وقتی به یه حیون می گیم اهلی که کارهایی رو که ما دوست دارمی یاد بگیره

خدایا به یادما بیاد که حیونام حق حیات دارن

یادمون بنداز گربه های تو خیابونم گرسنه هستن اگه ما بهشون غذا بدیم اونا کیسه های زباله رو پاره نمی کنن 

کاش  دامپزشکی تو ایران فقط محدود به جوجه و مرغ و گاو نبود کاش یه گربه هم یه پرستو هم به اندازه یه گاو برای ما ارزش مند باشن

خدایا یادمون بنداز که فرقی بین جان هیچ کدوم نیست 

" چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست  "

یادمون بنداز گنجشکا توی این سرما غذا پیدا نمی کنن اونا به امید ما کوچ نمی کنن

خدایا امیدوارم روزی برسه که دیگه هیچ حیونی مورد ظلم آدمی قرار نگیره و هیچ گربه از سرما یخ نزنه

یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلدا

خط خطی توسط yalda در ساعت 10:22 | لینک  | 

> < > <