تبليغاتX
شرط پرواز کال نبودن است ، قاصدکها خبر خوش دارند ، خوش خبر باش که پرواز کنی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صندوقچه درد دلا با خدا

نوشته های پیشین
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30

پیوندها
انتظار
ناخوانده
بهار برفی
گربه نجیب
سرای فردا
آینده طلایی
عشق به دنیا
عشق ماشین
کمکم کن خدایا
بهترین های دنیا
قدم های بی صدا
عشق های ایرانی
در سایه سار آفتاب
انجمن تنهایان ایران
تک نوشته های بارانی
آخرین عشق . . . اخرین عاشق
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی

خدا اینجاست - یـ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،لدا
گفتگو با خدا

« شب  خدای یلدا»
«صبح ِ امید» ونمادِ پایداری در فرهنگ ایران

دیگان یا یلدا
از جمله جشن های بزرگ ایرانیان است که در ماه دی و به نام جشن دیگان برگزار می شده است.

همانطور که میدانیم شب چله یا شب یلدا در اول دی برگزار می شده و ایرانیان از اول دی تا 10 بهمن را چلهء بزرگ می گفتند و چلهء کوچک از 10 بهمن آغاز می شد و تا 12 اسفند ادامه داشت.
این دوره از روزهای فصل زمستان را از آن جهت «چله کوچک» می گفتند که کم کم سرما رو به کاهش می نهاد و طلییعهء بهار به آرامی پدیدار می شد..
واژهء یلدا
این کلمه اصل سریانی داشته است و با واژهء میلاد و تولد در زبان عربی نسبت و پیوندی دارد. نوشته اند که : مسیحیان سریانی این کلمه را به ایران آورده بوده اند.
واژهء دی
دی از « دا» به معنی دادن و آفریدن است و دادار یا تاتار هم که صفت فاعلی آن است به معنی آفریدگار و آفریننده و آفرینشگر است .


این جشن دیگان جشن باززایی خورشید است و میلاد میترا یا مهر شکست ناپذیر در کشور های اروپایی در 21 دسامبر جشن گرفته می شد. می دانیم که میترائیزم از طریق امپراطوری روم در اروپا بسط یافته بود.


تولد مهر ، به علت اشتباه در کبیسه در قرن 4 میلادی در 25 دسامبر واقع شدو کلیسا این روز را به عنوان تولد مسیح تثبیت کرد. پیش از آن تولد مسیح در 6 ژانویه برگزار می شده است.
پس جشن تولد مسیح همان جشن میلاد میترا ، یا مهر یا خورشید است.
تولد مسیح و مهر یا میترا و سوشیانت در یک شب یلدا به هم پیوسته و صورت تمثیلی گرفته است.
در واقع ، این جشن کهن ایرانی ، یعنی جشن باززائی خورشید ، مثل جشن های کهن ِ دیگر ، هرچند ریشه های دینی داشته اند، با این وجود همواره مستقل از آئین ها و مراسم رسمی مربوط به ادیان برگزار شده اند و از همین روست که تا امروز پایدار مانده اند و دوام آورده اند.
آئین های شب یلدا هم به خاطر انعطاف پذیری ها و انطباق با عُرف جاری در دوران همای مختلف ، همواره به دور و مجرّد از شائبه ها و مستقل و بی اعتنا به تعهدات دینی ، همواره در طول تاریخ ایران برگزار شده اند و کسی نتوانسته است آنها را به تعطیل بکشاند.
البته از آنجا که کشور ما پیوسته در معرض یورش ها و تاخت و تاز بیگانگان واقع بوده این آئین ها نیز همچون همهء عناصر فرهنگ ملی ما دشمنان فراوانی داشته اند و همواره بوده اند بیگانگان یا بیگانه شدگانی که به واسطه ء شیشه های کبود مذهبی و ایدئولوژیک خود به چشم تحقیر یا نفی در آنها می نگریسته اند . طبیعتاً ، نگاه ها و جهان بینی ها و افکار سلطه گرانی که به جبر و زور و تجاوز مردم ایران را به موالی و رعایا و باج دهنده و خراج گزار و جزیه بخش ِ خود بدل کرده بودند چندان دل ِ خوشی از مراسم و آئین های آنان نداشته اند . و از آنان بدتر ـ مثل همیشه و همین امروز ـ رفتار کاسه های داغ تر از آش ایرانی یعنی نودینان متعصبی بوده است که گویی جعفر طیار، پسر عم آنان است یا پستوی خانه شان یک راست به غار حرا گشوده می شود .
با اینهمه ابعاد و جنبه های غیر دینی و عُرفی این آئین ها موجب آن شده است که طوفان ها و مخاطرات را از سر بگذرانند و قوام و دوام خود را حفظ کنند به شکلی که اقوام بیگانه و میهمانانِ ناخوانده نیز خواه و ناخواه آنها را بپذیرند و به برگزاری آنها تن دهند.
ادبیات فارسی بهترین شاهد این نکته است و نشان می دهد که نه تنها پادشاهان ترک و مغول ، بلکه حتی خلفای تجاوزگر عرب هم از این اعیاد و جشن ها بیگانه نبوده اند.(II)

ادبیات فارسی مملوّ از شعرهای فراوانی ست که شاعران به مناسبت و در باره جشن های سده و مهرگان و نوروز و دیگر جشن های ملی و باستانی ایرانیان سروده اند. غالب مدیحه ها و ستایشنامه هایی که فرخی سیستانی ، منوچهری دامغانی و امیر معزی که از جمله شاعران بزرگ دربار غزنویان بودند ، با توصیف این جشن ها آغاز می شود و سپس به مدح ممدوح می رسد.
نکتهء دیگری که دربارهء این جشن ها می باید عنوان کرد ، آن است که :
این جشن ها از سوی توده های بزرگ مردم در سراسر ایران ِ بزرگ ، از سوی روستائیان و کشاورزان برگزار می شده و از طریق ِ آنهاست که به شهر های بزرگ نفوذ و بسط یافته اند.
جشن های دهگان ، جشن ِ پایان ِ یک سال تلاش و ستیزه با طبیعت ، جشن خورشید ، جشن خانواده و جشن آغاز بهره برداری از محصولاتی ست که طی سال ِ گذشته برای روزهای آسایش ِ زمستانی خانواده اندوخته شده بوده است.
شاید همین یکی از دلایل ِ آجیل خوردن و نشستن دور سینی شبچره و صرف تنقلات در شب یلدا بوده است.

نکتهء مهم دیگر مقاومت و ایستادگی انسان ها در برابر طبیعیت و نیز دشواری ها و ناهمواری های زندگی اجتماعی و معیشتی و آشفتگی های گوناگون طبیعی و غیر طبیعی روزگاران است . (مهاجمات و جنگ ها و ستم حکام جابر و زیادت خواه نمونه ای از این مصائب و آشفته حالی هاست) : پس « اهمیت این جشن ها یکی آن است که در آن ها نشانه هایی از پایداری مردم می یابیم و نیز نشانه هایی از به کرسی نشستن حرف مردم ». (III)
ضمن بررسی روند تکاملی این جشن ها در ایران و همچنین در مهاجرتشان به مغرب زمین ، می توان دید که شیوه ها و ابعاد گوناگون پایداری مردم ایران به صورت تمثیلی در این جشن ها نمود و ظهور یافته است.

من خواهم کوشید با آوردن نمونه هایی از شاعران بزرگ ایران ، به خصوص سعدی و حافظ ، این نکته را تأیید و بر آن تأکید کنم.
در اینجا نمونه از شاعرانی خواهم آورد که هریک به نوعی جشن دهگان و جشن باززایی خورشید و نیز شب یلدا را در شعر خود مورد توجه قرار داده اند:

تطبیق شب یلدا با شبِ نوئل

در بعضی اشعار شاعران فارسی گو ، شب یلدا با نوئل منطبق و قرین و مشابه دانسته شده است:
از امیر معزی ست:
ایزدِ دادار ، مهر و کین ِ تو گویی
از شب ِ قدر آفرید و از شب ِ یلدا
زانکه به مِهرت بوَد تقرّبِ مؤمن
زانکه به کینت بوَد تفاخر ِ ترسا

بعضی نیز یلدا را نام یکی از حواریون یا چاکران ِ مسیح پنداشته اند:
سنایی گوید :
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسا ، چنان معروف شد یلدا

و سیف ِ اسفرنگی گفته است :
سخنم بلند نام از سخن ِ تو گشت و شاید
که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا
(که البته دراین بیت ایهام هست و یلدا را تعبیر به شب ِ دراز می توان کرد.)
در اشعار شاعران غالباً «یلدا» در مقام تشبیه با شب های دراز و سیاه قیاس شده است.

خلاصه از تمام حرفا بگذریم امشب شب یلدا صاحب مجلیسم و باید همه رو تعارف کنیم

به هر حال امیدوارم یه روزی من یه خونه از خودم داشته باشم اون موقع مطمئنم شب یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلدا هر سال تو خونه ما کرسی می زاریم و آجیل و هندونه و یکی از خوش ذوق های مجلس حافظ به دست و بعد از اون شب ومشاعره و....

یاد خانم معبد بخیریه پیر زن  حدود ۷۰ سال وقتی دانشجو بود و از خوابگاهای شلوغ دانشگاهی خوشم نمی امد صاحب خونه من بود و چقدر شبهای یلدا بهمون خوش میگذشت با کیک هایی که به خاطر من درست می کرد و تا نیمه های شب برام فال قهوه و ورق می گرفت قول دادم هر سال شب یلدا بهش سر بزنم اما دو سال نمی تونم برم پارسا عقد پسر خالم بود و امسالم که معلم ریاضیم می گه زشته بری سفر اما حتما بهش زنگ میزنم وحال کیک های خوشمزه رو می پرسم هنوزم هر وقت می رم دیدنش برام کیک می پزه و چون میدونم فال گرفتنش براه هست سر راه شیر می گیرم

شادیتان را آرزودارم به بلندی یلدا و به سپیدی خدای یلدا و آرزو دارم هیچ وقت بی آرزو نباشید

خط خطی توسط yalda در ساعت 12:32 | لینک  | 

> < > <