خوب شب یلدا با همه جنب و جوشش تموم شد تا سال دیگه و یلدای دیگه
بدترین خبر این که من اصلاً وقت نکردم یه نگاهی به تمرین های ریاضیم بندازم ![]()
و بهترین خبررو تو ۶ ماه اخیر شب یلدا داشتم که دوست عزیزم ژامک ازدواج کرد و بعد از فوت پدر ژامک ازدواجش حال و هوای زندگی شو عوض می کنه ژامک معصومیت خاصی داره این برای من همیشه دوست داشتنی
خبر دیگه این که به قول بچه ها حسابی به مامانم حال دادم و هنر های نهفته خودم در آشپزی و دسر شب یلدا به رخ اهل خونه و مهمونهای یلدا کشیدم و اخه اکثر مادرها اعتقاد دارن که این جوری چند تا خواستگار دیگه به جمع خواستگارها اضافه می شه ![]()
من موندم آدمی که با خوردن یه غذا خوشمزه خواستگار یکی بشه حتما با خوردن یه غذای بد از کرده خودش پشیمون میشه بیچاره مادر ها با این افکارشون
البته منم زیاد اذیت نمی کنم مخصوصا این چند وقت اخیر که عجیب دوست دارم با همه شوخی کنم و بگم و بخند و سر به سر همه بزارم
خوب با عروسی هایی که راه افتاده باید به فکر یه چرخ خیاطی باشم تا هنر های نهفته خودم تو لباسهای مجلسی نشون بدم
چه دنیایی دارن مادرها و چه آرزوهایی برای بچه هاشون
وای از شب یلدا معده من که تعجب کرده بود ![]()
![]()
این منم که این همه چیز می خور اونم تو یه شب حسابی به معده ام خوش گذشت و هر چی دلش خواست بهش دادم ![]()
خوب بود هر شب شب یلدا نبود وگرنه من حسابی چاقلو می شدم ![]()
اگر زندگیت ابریست به این دلیل است که:
روحت آنقدر که باید بالا نرفته است."