سلام خدای مهربونم

کسی چه میدونه امروز تو تقویم تاریخ چقدر حادثه با خودش داره چقدر آدم دنیا آمدن و چقدر مردن
کسی چه میدونه چقدر آدم در چنین روزی گریه کرد و چقدر آدم در چنین روزی خندیدن، ما همین قدر که ذهنمون یاری می کنه وقایع عصر خودمون و یا انسانهای بزرگ اعصار گذشته رو به خاطر می یاریم
امروز ۱۶ دی ماه هست و نیمایوشیج است کسی که در عصر حاضر صاحب سبکی به نام خودش شد گرچه مرگ پایان کبوتر نیست اما سالگرد این تحول نیما بهانه میشه برای رفتن به سراغ شعر هاش
"من تورا چشم در راهم شباهنگام"

و همچنین ۱۵ دی ماه که تولد فروغ فرخزاد عزیز بود زنی که همیشه می خواست یک زن باشه و طبق معمول همیشه تاریخ اگر بخوای خودت باشی قربانی هزار گونه تهمت و زحر تحمیل شده میشی و من اعتقاد دارم در دو زمان مرگ به سراغ هر شخص می یاد اول وقتی هست که جسم به علت بیماری یا ضعف یا پیری از دنیا خسته بشه و دوم وقتی هست که روح از دنیا خسته می شه و به نظر من روح زحر کشیده فروغ خسته بود از دنیا از این محیط و هجر بر اون واجب شده بود
"اگر به خانه من آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور"

به هر حال تولد و مرگ آغاز یه زندگی هست
در باره مرگ نیمای عزیز و تولد فروغ عزیز می تونم بگم که:
حجم زمین طاقت آســــــــــــــــــمان نداشت
