خوب این روزا همه وقت عاشوراست و همه جا کربلاست و اقلیت های مذهبی و دینی هم باید دچار بشن خدا پدر اونی که ماهواره اختراع کرد و بیامورزه
از کربلا و کلاً از هر بلایی که حرف میشه همیشه بازماندگان اون واقعه و اون حادثه به نظر من بیشتر درد و رنج می کشن مثل یه تصادف که باز مانده هاش بیشتر ناراحتی دارن تا اونهایی که در جا میرن اون دنیا (این یه تجربه شخص هست که من بازمانده یه تصادف هستم)و مثل بازماند های حادثه بم که خودش حادثه در حادثه بود براشون
از واقعیت که بگذریم اگه حتی کربلا یه قصه هم باشه به نظر من اونهایی که عصر عاشورا زنده بودن و از قافله حسین بودند بیشترین رنج و درد کشیدن بچه هایی که عمو براشون یه باور بود وبه نظر من اگه آدم یاورشو از دست بده خیلی بهتر هست تا باورشو و وای از اون روزی که باور و یاورت یکی باشه و اونو از دست بدی و حالا اون نیست میدونید وقتی باورهای آدم میشکنه انگار این کمر آدم که دو تا شده ، درست مثل وقتی که ما یه پزشک باور داریم انتظار داریم هیچ وقت مریض نشه انتظار داریم هیچ وقت نگه نمی تونم یا نمیدونم ، یه بچه هم وقتی یه نفر باورداره انتظار داره هیچ وقت باورش نمیره ،نشکنه ،نیفته وهمیشه باشه و تکیه گاهش .
بگذریم هر کسی یه عقیده ای داره و برای من محترم اما کاش بدونیم برای چی گریه می کنیم و اگه کسی کاری کرده شاید به دلیلی بالاتر و والاتر از گریاندن من و ما باشه.
خداوند گفته که همیشه حق جاری میشود و اگر غیر از این باشه عدالت خدا چه میشود.
نخــــــل قــامت خمیده
چه بلاها کشیده ای زینب
نخل قامت خمیده ای زینب
جام زهر غم برادر را
به ادب سر کشیده ای زینب
طعم تلخ اسارت و زنجیر
در جوانی چشیده ای زینب
در پی کودکان اشک آلود
دشت ها را دویده ای زینب
با چه حالی به گود قربانگاه
پا برهنه رسید ه ای زینب
مثل خورشید روز عاشورا
پرده شب دریده ای زینب
داغ هفتاد و دو صنوبر را
به دل و جان خریده ای زینب
جز خدا هیچکس نمی داند
چه بلاها ندیده ای زینب
شاعر: محمد رضا فرامرزی (ساحل)